به جان خودم بعضی از این مغزهای متفکر رو باید طلا گرفت و گذاشت توی موزه. از صبح هی میدیدم این صفحه وبلاگ که باز میشه اون پایین روی نوار وضعیت اکسپلورر مینویسه error on page ولی نمیفهمیدم مشکل کجاست، فقط تعجب میکردم که چرا این مربع کوچولوی webstats رو نمیبینم. تازه الان کاشف به عمل اومد که بله... سایت آمارگیر مربوطه دچار انسداد شده!

هرچی فکر میکنم که چهارتا عدد و رقم و نمودار و تقویم و شنبه یکشنبه کجاش غیر مجاز بوده، عقل ِ نداشته ام به جایی قد نمیده. مگر اینکه کلاٌ "آمار گرفتن" و "آمار چیزی رو درآوردن" کار بد بدی بوده و ما تابحال نمیدونستیم. ای بابا! خوب اینو زودتر میگفتند که من بینوا توی اون سالهای جوونی بخاطر سه واحد آمار و احتمالات مهندسی اونقدر خودمو به آب و آتیش نزنم! هی من این واحد رو برداشتم، هی رفتم حذف کردم، هی برداشتم، هی حذف کردم... نه که فکر کنید من بی استعداد بودم ها، استادمون رضایت نمیداد امتحان رو open book بگیره یا اقلاٌ حذفی ش کنه. خیر ندیده!

خلاصه کلام اینکه بعد از بلاگرولینگ دستمون از webstats4u کوتاه. آخه من اگه هر روز کانتر وبلاگمو چک نکنم که شب خوابم نمیبره! (بی جنبه؟ ندید بدید؟! با من بودی؟!! خودتی!) شاید هم اینها همش توطئه است که انگیزه های وب نویسی را در ما ضعیف کند و ریشه بلاگری را در وجودمان بخشکاند، ولی زهی خیال باطل! رسالت ما چیز دیگری ست!

ولی به قول شرتو جونم گِل بگیرند...

پ.ن. خیلی بیربط: خانمهای عزیز، این شال های زمستونی رو توی ماشین لباسشویی نندازید. شاید آقایون خونه شما هم از لباس های زیر با رگه های صورتی زیاد خوششون نیاد.