راستش هرچی فکر کردم "تولّدانه" برای خودم چی بنویسم هیچی به ذهنم نرسید. یادش بخیر دوران نوجوانی و ذهن پربار اون زمان!
"فلانی عزیزم، زادروزت را تهنیت گفته، از صمیم قلب آرزو مینمایم سالی که بر عمر عزیزت افزوده میگردد برایت شکوفه های شادکامی و موفقیت را به ارمغان آورد و کشتی آرزوهایت دستخوش امواج بیرحم روزگار نگردد تا سالم به ساحل مراد برسد. دوست همیشگی تو، بهمانی"
خلاصه اینکه امروز، یعنی دو روز مونده به سال نو و وسط هاگیر واگیر شب عید تولد شانه بسر میباشد. اگه میدونستید این ملت چه جوری کادوی تولد و عیدی آدمو یکی میکنند! فکر کنم بهتر باشه اسممو بجای شانه بسر بذارم شیره بسر! ضمناٌ از اونجایی که احتمال میدم بعضی ها بیان و سوالات بدبد و نامربوطی از من بپرسند پیشاپیش توجه شما را به نکات زیر جلب میکنم:
۱. من اصولاٌ با شمع روی کیک مخالفم. همون یک دونه فشفشه هم کفایت میکنه. چه معنی داره کیک آدم مثل پنیر سوئیسی سوراخ سوراخ بشه و هیچ جای سالمی روش نمونه؟
۲. در مقایسه با شاعران، عالمان و حکیمانی که براشون جشن تولدهای چند صد سالگی میگیرند، من، هدهد دانا، خیلی هم جوان محسوب میشم.
۳. ما شناسنامه مون رو گذاشته بودیم بالای رف توی پستوی کنار مطبخ که جاش امن باشه. حالا اگه موش رفته درست جای سال تولدمون رو جویده دیگه تقصیر ما نیست.
۴. و در نهایت، اگه حس کنجکاوی در شما هم -مثل شخص نویسنده- خیلی قویه میتونید از روی مدل خودروی بنده در فتوگراف ذیل یک حدسهایی بزنید. درست و غلطش پای خودتون.
